من آلان آقوی همساده ام که دیگر نمی خندد

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس

جستجوگر

یافته ها در جستجو

    امکانات وب

    برچسب ها

    من خیلی خیلی دلم گرفته پرم از آه پرم از غصه پرم  از درد

    یک بیماری خود ایمنی برجانم افتاد 

    و غصه ها بی هیچ دلیل برسرم آوار شد و پلکهایم داغ

    دانشگاه قبول شدم تهران جایی که دوست داشتم رشته ای که دوست داشتم وقتی کارشناسی بودم میخواستم دنیارو تغییر بدم قدرتی عظیم در وجودم حس می کردم  شاد و سرخوش بودم همه دنیا و آدما رو دوس داشتم بدی رو دیدم بودم اما از دور از خیلی دور بیشتر شنیده بودم تا دیده باشم 

    خلاصه که اولین بدی رو تو همین دوران شاد و شنگول کارشناسی دیدم از دوستان نزدیکم و صدای شکستن قلبمو شنیدم هنوزم قلبم از همونجا که ترک برداشت گاهی درد میگیره ازون موقع چشمم ترسید از دوست شدن و دوست گرفتن پشت کنکور موندن هم انرژی و شور و هیجان رو گرفت حالا که بعد از سه سال اومدم ارشد بی انگیزه ترین و بی هدف ترین آدمی هستم که هست

    این عیدی هم روزگار نه گذاشت و نه برداشت آنچنان کشیده ای بر گوشم نواخت  که محکم با صورت خوردم به دیوار و جمجمم ترکیبد و مغزم پاشیده شد به دیوار.

    خلاصه که خیلی داغونم ولی باید شروع کنم دوباره سخته ولی چاره ای نیست

    فهمیدم زندگی میدون جنگه و باید بجنگی

    نویسنده : بازدید : 14 تاريخ : سه شنبه 16 شهريور 1395 ساعت: 5:47
    برچسب‌ها :
    اخبار و رسانه هاهنر و ادبیاترایانه و اینترنتعلم و فن آوریتجارت و اقتصاداندیشه و مذهبفوتو بلاگوبلاگ و وبلاگ نویسیفرهنگ و تاریخجامعه و سیاستورزشسرگرمی و طنزشخصیخانواده و زندگیسفر و توریسمفارسی زبان در دیگر کشورها